گریوان GERIVAN

کوه

سه شنبه 20 مهر 1389
طبابت شبانه روزی

   در این وانفسا که زبان از بعضی گفتار الکن گشته دائم کوه سالوک در فکر و نظرم رژه می‌رود. بارها تمرکزم این بوده که سالوک از من دست برنمی‌دارد؛ یا من از سالوک. به نظری بینابین رسیده‌ام. اگر فاصله‌های مکانی و زمانی برداشته می‌شد، شاید حداقل هفته‌ای یک‌بار هم‌دیگر را ملاقات می‌کردیم.

   بارها افراد، خصوصا نزدیکان به مزاح و تمسخر گفته‌اند. شما در کوه چه دیده اید؛ که آنقدر مشتاق آن بوده و رنج راه را برخود هموار می سازدید.
   راستش نه این کوه که شرایط ویژه‌ای برام دارد؛ بلکه همه‌ی کوه‌ها، به نوعی ستودنی هستند. طبیب همه‌ی آلام روحی و روانی و جسمی بوده و بی‌هیچ مزد و منتی شبانه روز پذیرای مراجعین، با درد وبی درد خود هستند. کوه‌های نزدیک شهرها همچون مطب مناطق پائین شهر، شلوغ و پر ازدهام بوده وفاقد ‌جلوه‌های ویژه هستند. بی‌چاره این کوه‌ها توسری خور آهن و ماشین شده و قد نکشیده‌اند. دامنه‌های آن‌ها همچون مراتعی شده اند که در آن‌ها چرای بی‌رویه رواج یافته و بزهای سرکش شاخه‌ها را خورده و چوپان تنبل عنقریب است که خاکش را به توبره کند. این دسته از کوه‌ها و تپه‌ها به مثابه‌ی شهر و یا مناطقی از شهرهائی هستند که شهرداری ضعیف و بی‌تدبیری دارند. خیابان و کوچه های طویل فقط یک رفت‌گر داشته و ماشین دودی شهرداری هر یک هفته برای حمل زباله مراجعه می‌کند.
  اما در عوض کوه های دور دست و مرتفع، مطب‌های شیک با انواع تزیین‌ها و دارای پزشکانی حازق است که به محظ گشودن لب بیمار برای وصف سوابق دردهایش، او به بیماری پی‌برده و با یک یا دو نسخه، سلامتی را به شخص باز می گرداند.
   حکایت سالوک ما چیز دیگری است. اگر در آن سیر و سلوک کرده باشی، قطعا به کمند احسانش گرفتار خواهی شد.  سالوک یک نشان است که خود را از پستی رهانده به ارتفاع به‌کشانی.‌ تازه آنجاست که سالن‌های خصوصی درمان برویت گشوده می‌شود که خود داستان‌ها دارند.



[ سه شنبه 20 مهر 1389 - 10:43 ب.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| الیاس پهلوان ] [زیست محیطی , ] [+]

برای سالوك

شنبه 22 خرداد 1389
تقدیر از یك پیشكسوت

  كوه سالوك گذشته از قداست اسطوره ای كه در میان آبادیهای منطقه ی گریوان، دارد؛ منطقه ای برای دامداران كوچرو می باشد. از طرفی فرصت خوبی برای كوهنوردان و طبیعت گردان، بومی و غیر بومی است.      
   دامداران مناطق گریوان و اسفراین برای بخشهائی از سالوك پروانه ی چرا داشته و حدود 45 روز در كنار چشمه سارهای آن، چادر می زنند. این مدت موقعیت بی بدیلی است برای علاقه مندان طبیعت و كسانی كه به ورزش كوهنوردی عشق می ورزند.

  آقای مهندس اسماعیل سلاریان را چند سالی در رفت و یا برگشت از سالوك می بینیم.، ایشان  معمولا در این مسیر  تنهائی سفر كرده و یك شب را در چادر دامداران گریوانی می مانند. او به حق طرفدار محیط زیست بوده و عملا برای حفظ محیط زیست تلاش می كند. پیشنهادهای خوبی در این خصوص و دیگر مسائل محلی برایم فرستاده كه استفاده خواهد شد. مورد اخیر به مناسبت فصل استفاده از سالوك بوده و بهانه ای شد تا از داستان واقعی و دست نوشته ایشان استفاده گردد. باشد تا با تحریك حس نوستالژیك دیگران، سالوك هم از آلودگی های معمول كوهها مصون بماند.

داستان واقعی از گفته های یک پیش کسوت

نویسنده : اسماعیل سالاریان

بچه که بودم دفترچه های مشقم را تا پرمی شدند می دادم به دائی حاج غلامحسین مغازه دار نزدیک خانه مان ودرعوض مقداری تنقلات می گرفتم . دفتری که جلدش پلاستیکی نبود. حاج دائی ورقهای دفترچه ها را جدا می کرد و به شکل قیف درمی آورد و تویش چیزی می ریخت ودست مردم می داد.

بچه که بودم مادربا یک سبد پارچه ای دست بافت خودش به کوچه بزرگ ده می رفت. پیاز، گوشت، میوه، ودیگرمایحتاج را که توی پاکتهای کلفت کاغذی بودند می خرید ودرهمان سبد می ریخت وبه خانه می آورد.

وقتی گوشت ، سیب ، وپیازخورده می شد مادرپاکتها را در تنورمی انداخت. تنوری که سالهای سال بود بویش درکوچه ها نمی پیچد.

...بقیه در...


ادامه مطلب
[ شنبه 22 خرداد 1389 - 12:28 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| الیاس پهلوان ] [زیست محیطی , ] [+]

توسعه با محیط زیست

شنبه 25 مهر 1388
سلامت محیط زیست در همه حال
   در هر بحثی دغدغه‌های زیست محیطی را غافل نه‌بوده‌ام. در موضوع پست قبلی هم، حتی درخواست شهر شدن را به رشد امکانات برای استفاده از طبیعت زیبای گریوان، پیوند داده‌‌ام. با این حال کامنت ویادداشت یکی از مراجعین محترم - وآشنائی که آدرس برای پاسخ و عرض ارادت نه‌گذاشته‌اند- حائز اهمیت است:
" با سلام . ترا بخدا در شهر شدن گریوان اصرار نکنید. با شهر شدن تمام زیبائیها وصداقتها وهمبستگیها همدلیها حتی طبیعت را از دست خواهید داد.دنیا از شهر و شهر نشینی خسته و به روستا ها رو اوردن حالا راه امتحان داده انها را میخواهید طی کنید. زمانیکه ماشین نداشتیم در مسیر دیدن یک فامیل 50 نفر را حضوری میدیدم و روبوسی میکردیم .خوشحال میشدیم .حالا با ماشین مستقیم جلو خونه فامیل پیاده وبه دردلها وناراحتیهاش گوش میدهیم. شاید باورتون نشه دهکده های ساحلی قشنگی در استرالیا وجود دارد که به شکلی حتی پذیرای توریستها نیستند .چون معتقدند اسایش وزیبائی انها را میگیرند. اقتصاد بهتر که تضمین کنند اسایش نیست لذا ترجیح میدهند ان بخش از اقتصاد را نداشته باشند ولی در ارامش وصداقت وصمیمیت زندگی کنند .از توریستها در محلهای توریستی عین رستوران پذیرائی میکنند که مخل اسایش سایرین نباشند و تامین کننده بخش اقتصادی جامعه نیز باشند."
  ایشان به خوبی به استفاده از طبیعت ضمن تامین بخش اقتصادی جامعه دارند. وقعیت این‌است که گریوان با وجود استعدادهای بالقوه برای توسعه‌ی فعالیت‌های تولیدی، اعم از کشاورزی و صنعتی و خدمات، به لحاظ خیلی از امکانات اولیه‌ی وزیر ساخت های ناقص از جایگاه واقعی خود دور مانده است. در تمام توصیه‌ها موضوع حفظ طبیعت و فرهنگ بومی منطقه تاکید شده ولی با روش‌های جاری اداره کشور، هر روستائی خواهان شهر شدن، هر شهری خواستار شهرستان و شهرستان‌ها به دنبال استان شدن هستند. و اهالی گریوان از این قاعده مستثناء نه‌بوده وبرای جبران کم‌بودهای خود نزدیک‌ترین راه مرسوم را دنبال است. امید آن‌که این نوشته در راستای تقاضا و توجیه خواسته‌هایمان هم‌‌راه با پاسخ پیام پیش‌گفته باشد.

[ شنبه 25 مهر 1388 - 01:20 ب.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| الیاس پهلوان ] [زیست محیطی , ] [+]

برای ارس‌های سرچشمه

یکشنبه 11 مرداد 1388
طبیعت سرچشمه را حفظ کنیم
 توسعه، رشد،  عمران و آبادانی، زیباسازی و... عناوین خوبی هستند که برتارک خیلی از پروژه‌های عمرانی می‌درخشند. ولی ولی واقعیت این‌است که هنوز بشر نه‌توانسته چیزی به زیبائی‌های طبیعت بافزاید.
  سرچشمه‌ی گریوان مکانی پرنعمتی است که هر مشتاق طبیعت را به‌خود جذب می‌نماید. زمین و فضائی زیادی برای مردم نه‌دارد ولی ارس‌های آن دل دریائی دارند که سال‌های سال خوشی‌های مردم در روزهای سیزده‌به‌در، جشن‌های بهاری وقربانی‌های خیرین برای جاری شدن "نرو" و افزایش آب سرچشمه را شاهد بوده‌اند. شیب زیاد اندک اراضی زیرپای ارس‌ها قدرت مانور برای تغییرات زیاد را اجازه نمی‌دهد. اگر شورای محترم روستا آن‌طوری که گـــــــریـــــوان نــیـــوز  گزارش کرده، قصد اجرای پروژه‌ای در این محدوده‌ی کم دارد، باید در مرحله اول به حفظ طبیعت بکر وزیبای سرچشمه و ارس‌های تاریخی و کهنسال آن‌ها توجه ودر مراحل بعدی برای آسایش مردم و طرف‌داران اکوتوریسم، امکاناتی را فراهم آورد.
14a75202586795 - عکس
  بامشخص شدن جزئیات طرح شورا، از نظرات و پیشنهادات مردمی می‌توان، روش‌های خوبی را برای اجرا استخراج نمود

[ یکشنبه 11 مرداد 1388 - 12:03 ب.ظ ]
[ویرایش شده در : یکشنبه 11 مرداد 1388 - 02:19 ب.ظ]

[ پیام ()|| الیاس پهلوان ] [زیست محیطی , ] [+]

نماز شکر باران

یکشنبه 23 فروردین 1388

شادی وشکر دسته‌جمعی

   روزهائی را به یاد می‌آورم  که همه با هم درخواست باران می‌کردیم. این دعا شاید در بعضی نقاط زیاد ملموس نه‌بوده ودرک درستی از این خواسته نداشته باشیم و حکایت آن جمعی باشد که برای دعای باران بیرون آمده‌ایم، اما فقط کسی که به دعایش ایمان دارد، با چتر به میعادگاه آمده است.
    در گذر از مناطقی مانند قاین، بیرجند و زاهدان که شدیدا به نزولات آسمانی وابسته‌اند و آن‌را قدر می‌دانند، کمتر مسجد، نمازخانه و محل تجمعی است که لوح دعای باران در آن نصب نشده باشد. ماه‌های پایانی سال گذشته نزدیک ترین زمان به حافظه‌ی فراموش‌کار آدمیان است که می‌دید مردمی را  که ملتمسانه تقاضای باران می‌کردند ومن هم گفتم که ای خدای ابر و باد بر کویر دل من قطره‌ای فرود آر ، باشد که از خنکای فرشته‌ی قطره‌ها لبی تر کنم.  و این‌گونه بود که از فرط نگرانی قحط سالی و از برای نان خویش، همه و حتی در چند شهرستان ائمه‌ی جمعه وجماعت با مدد دستگاه‌های دیداری و شنیداری، مردم را برای دعای باران فراخوانده ودسته‌جمعی، روی  به سوی خالق آسمان‌ها وزمین کرده، تضرعا خواسته‌ی خویش و دیگر مخلوقات را به نیابت بیان می‌کردند.
  این‌که  این فوران نعمت به واسطه‌ی آن خواستن هاست و یا امر دیگری است، خدا داند وبس. اما چرا حالا که خواسته‌هایمان برآورده شده شکر باران نه‌کنیم؟ قطعا کسان زیادی، خصوصا کشاورزان ودام‌داران این می‌کنند. ولی بهتر بود به رسم دعای باران و نماز باران، نماز شکر باران هم برگزار کنیم. شاید بی‌ربط نه‌باشد که پیشنهاد کنیم،این به خصیصه‌ی فرهنگی ما تبدیل شود، که به مانند عزداری‌های خوب و جمعی‌مان، برنامه‌ای برای شادی گروهی ورسمی داشته باشیم و بعد بارش‌ برف و باران همه باهم  به نماز شکر به‌ایستم وقدر به‌دانیم داشته‌هایمان را.



[ یکشنبه 23 فروردین 1388 - 08:27 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| الیاس پهلوان ] [زیست محیطی , ] [+]

سیزده به در

چهارشنبه 12 فروردین 1388
روز طبیعت

  به روز طبیعت تن زخمی مادر گیتی را ریش نکنیم.
فردا به هر بهانه ی که به طبیعت قدم بگذاریم زیبا خواهد بود به شرطی که دوستی با طبیعت غفلت نشود. آمار تخریب وآتش سوزی روزهای سیزده هر سال وحشتناک است به هوش باشیم همچون دوستی خاله خرسه روز طبیعت را به دشمنی با آن تبدیل نکنیم.



[ چهارشنبه 12 فروردین 1388 - 09:28 ب.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| الیاس پهلوان ] [زیست محیطی , ] [+]

آتش درگلستان

سه شنبه 5 شهریور 1387

نه پای فرار ونه امکان بقاء

    درمیان آتش ودود دوکس را یارای شنیدن حرف وانتقاد و دادن  پاسخ نبود . یکی درخت میان آتش ودود  ودیگری محیطبانان ودلسوزان روی سوخته درآتش .  دلسوز ان کارشان این بود که دل وروی بسوزانند اما هرچه زودتر آتش خشم راخاموش کرده ، درخت کهنسال میان آتش را از آسیب ویرانگری  و آن یکی دیگر که هنوز آتش قهر ما به او  نزدیک نشده را از سوختن برهانند. واما آن طرفتر درختی جوان با شنیدن ناله ی جنگلیان و دیدن شعله های خشم انسانهای بی مسولیت به خود می لرزد وقد نیمه برافراشته خویش میان سترگ یاران را خم کرده فریاد برمی آورد ای وای ،من جوانم و تنه ام طاقت زواله ی آتش را ندارد، ریشه ام عمیق نیست که امید ماندن برایم باشد ،  ای کاش پای فرار می داشتم که نه تنها از میان خرمن آتش ودود که ازدست هرآنچه دوپا است ،فرارکرده مامنی می یافتم برای بقای نسل خویش .نه ناله وشیون او، و نه زمزمه های درختان پیچیده در دوسوی رودخانه وجاده ( رودنه که چه عرض کنم جوی بزرگ وجاده ای که کاش نمی بود ودیده ی ناپاکی به این همه زیبائی نمی افتادتا ....) کار ساز نبود ، آتش درجهت بادهای موسمی حرکتی شتابان داشت .همه چیز مهیای سوختن بود .خزه های خشک تنه درختان ، علفهای بخت برگشته از خشکسالی ، شاخه های تبردیده ی مسافران ...، انبوه درختچه ها و.... از قبل فرصت سوزیهای بشری به تهدیدهای طبیعت تبدیل شده و هرآنچه بود را نابود می کرد.

 خونسردی  وبی توجهی بعضی ها در این آتش سوزی ودیگر حوادث ناگوار درطبیعت همچون سوختن درختان جلز وولز انسان های حساس به طبیعت را درمی آورد .سالهاست چه قبل وچه بعد ازانقلاب آتش سوزی ،خصوصا دراین بخش ازجنگل   به وقوع پیوسته واحتمال آن نیز می رفته است .چه آنکه این ناحیه همارترین نقطه و درکنارجاده شمال به بجنورد بوده وآبشار وچشمه های قابل دسترسی دارد. ولی متاسفانه هیچ اقدام عملی برای پیش گیری صورت نمی گیرد. ذکرعوامل آتش سوزی چه عمدی وعامل انسان ویا طبیعت برای فرهنگ سازی وکاهش لازم وضروری است ولی از مسئولیت دستگاه های متولی جنگل ومرتع  خصوصا درپارکهانمی کاهد . پیشگیری وآمادگی برای جلوگیری ازحوادث عاقانه ترین روش است متاسفانه به بهانهای مختلف مخصوصا به جهت مسائل مالی آن رعایت نمی شود . حال همین وضعیت را درشهرها تصوربفرمایید خواهید دید به جهت ملموس بوده هزینه وفایده در مناطق مختلف اکیپ های آتش نشانی با امکانات نسبتا مناسب آماده ی خدمت هستند ولی در جائی مثل جنگل چون حساسیت وتوجه کافی نیست ، مردم به راحتی از کناردرخت وبوته ی آتش گرفته رد شده وبه تاسفی کوتاه وگذرا اکتفا می کنند ومسئولین ومتولیان هم به بهانه های مختلف ( مثل شب بود ، مسول محترم خواب بود ، بودجه لازم نیست و...) وظیفه را به تعویق می اندازند. نمی دانم برآقای دکتر بسکی درتنگراه نزدیکترین منطقه به آتش سوزی چه گذشت ویا محیطبانان گلستان چگونه شب را روزمی کردند ، ولی می دانم ودیده شده که خیلی از مردم وسئولین بی هیچ دغدغه وشاید بی اطلاع مثل من خواب راحتی داشته اند. وقتی که گفته شد آتش درگلستان بجنورد  افتاده با خود گفتم حتما بخش درختچه واستپی منطقه آلمه است ، همانجائی که بارها ازسمت رباط قربیل به سمت بهکده رفته بودم .جیرانهای این ارتفاعات درمنطقه ی غرق ونیمه امن آن پس ازچریدنهای  سحرگاهی به وقت خان ناری (  زمانی بین صبحانه ونهارامروزی) به سوی آبشخورهائی که محیط زیست برایشان ساخته بود ، می آمدن ومن مست تماشای ایشان فرصت کوتاهی را با اجازه ی همکارخویش به بهانه دیدن آنها ، به گلها و گیاهان داروئی که بیشتر آنهارادرعطاریها دیده بودم خیره می شدم. اما دیدن تصاویر وگزارشهای بعدی نشان می دهد منطقه دراطراف تونل ومحدوده ی روستای دشت شهرستان جاجرم است .روستائی کشت دانه های روغنی (دیم ) درآن مرسوم بوده وخیلی چسبیده به جنگل شاید سالهای خیلی دور با بین بردن درختان جنگلی بوجود آمده باشد. وهمان جائی که آثار سیل و شکست بند خاکی ویرانگر آن همچنان نمایان است . سیلی کم ازاین آتش سوزی جنگل را ویران نکرد.

   غیر از خبرهای عمومی وسراسری به جهت ارتباط موضوع به بجنورد وخراسان شمالی ازنظر جغرافیائی به سایت هاو وبلاگهای بجنوردی مراجعه داشتم تا اخبارکامل وریزتری بیابم ولی متاسفانه تا زمان اطفای حریق هیچ خبر وگزارش مستند دراین رسانه ها دیده نشد. همین میزان توجه رسانه های محلی کافی است که ، فقدان حساسیت عمومی به مسائل زیست محیطی و شاید عمل دستگاههای عمومی و مردمی را در رسیدگی به حادثه ی اخیر حدس زد.

http://gerivan.blogfa.com/



[ سه شنبه 5 شهریور 1387 - 10:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| الیاس پهلوان ] [زیست محیطی , ] [+]

دیمزارهای رئین

چهارشنبه 12 تیر 1387
 آرزوی پایداری آلاداغ
    پارادایم مسائل زیست محیطی وکشاورزی همیشه ازموضوعات نگران کننده ام بوده است.درجای دیگر هم نوشتم که یک روزی به عنوان امید وآرزو فکرمی کردم که با تلاشهای سبز خواهیم توانست خیلی ازمناطق خشک کشوررا اگرنه مثل شمال ایران حداقل مانند خیلی ازجاهای خراسان شمالی (مثل گریوان) به مناطقی سرسبز بادرختان مثمر وغیر مثمر تبدیل کنیم.ازطرف دیگر کشاورزی عقب مانده وهدرده منابع  و وضعیت نابسامان وفقیر روستائیان ندا می دادکه باید با پیشرفت دراین بخش ضمن حفاظت ازآب وخاک  ، به اقتصادخانوارهای روستائی کمک کردوبه خودکفائی ویا به مزیتهای نسبی موجود دراین بخش نائل آمد.
  با نگاهی به گذشته وبدون اینکه اجازه دهیم یاس وناامیدی برماغلبه کند ، منصفانه می توان گفت ، آرمانگرائی بی عمل ویا اعمال بی برنامه ،خیالی خام بوده است.نه تنها فعالیتهایمان سبزنشد بلکه سبزیهایمان روزبه روزپلاسیده شدند.خواهیم گفت عوامل زیادی دخیل بوده اند،ولی درهرصورت ما با فعالیتهای اندک خودوبا صرف هزینه ، دربخشهایی وجاهائی فعالیتی کردیم ودرختی وسبزه وبوته ای کاشتیم ولی بیش ازآنرا که کشتیم وبیش آنکه بی هیچ هزینه ازمواهب الهی دراختیار داشتیم ، ازدست دادیم.
  نمی دانم سالها پیش ، آنزمانی که مردم شهرودولتیان را به به جاهائی مثل رئین دسترسی نبود ووسایلی مانند تراکتور به روستاها سرازیر نشده بود ،مردم چگونه ارتزاق می کردند ،چه میزان زمین می کاشتند ، چه تعداد دام داشتند، و... چند وچه پوشش گیاهی وجانوری درآنجا بوده است.
این مقدمه ای بود براینکه وضعیت دیم ودیم کاری دررئین را ازمشاهدات اندکم بیان دارم ولی یاد فحوای سخن آن دوجوان دامداروکشاورزدردل کوه افتادم که دراستقبال ازما بیان می داشت اینجا راحت باشید، جائی است که ما می توانیم هرچه خواستیم استعمال کنیم وهرزمینی را کاشته وهرمرتعی را بچرانیم ازجنگلبانی و...خبری نیست .شایدبه این آسانی که اوبیان می دارد نباشد ولی نیازروزمره وتنگناهای روزگارمانع ازآن است که آن  جوان ویا حتی بزرگترها به تغییرات نزولات جوی وکاهش محصول دردیمزارها ویا به ازبین رفتن مراتع وجنگلهای اطرافشان توجهی بنمایند.ازبین رفتن پوشش گیاهی وکاهش آب چشمه سارهایشان به مرورزمان بوده وکمتر مورد توجهشان بوده ولی تکرگ اوایل خردادرا واشک دهقانان دیمه کاررابه خوبی به یادداشته وبرساقه های بی خوشه ی گندم ونی های بی برگ وبل یونجه های برازانلو قصه می خورند.
     
 اگر نبود برخی گسترشهای بی رویه وتصرفات اراضی شیبدارچه دردیدمنابع طبیعی وعنوان مستثنیات ویا خلاف آن می توان گفت بهترین زمینهای دیم را روستای رئین داشته ومردم آن به روشی تقریبا مناسب از آنها بهره برداری می کنند.غیر ازدیمزارهای پراکنده ، دوآیش بزرگ دیمکاری دارندکه یک آیش درباش رئین وبرازانلو واقع وآیش دیگر در...که برای سال آینده شیار وآماده کرده بودند.یونجه ی دیم درهردوآیش مرسوم بوده ودرسال دوچین برداشت می شود.
   
  اگر با آینده نگری ودریک برنامه ی حساب شده ،کشت وکاردراراضی مسطح ومناسب دیم  ادامه وازکشت زمینهای شیبداراجتناب و ازمراتع آنجا نیز بموقع استفاده شود امید می رود که سالهای سال این منطقه مورد استفاده ی اهالی قرارگیرد وگرنه سرنوشتی همچون مراتع ودیمزارهای دیگرروستاها در انتظار آلاداغ است.
   
   

[ چهارشنبه 12 تیر 1387 - 01:07 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| الیاس پهلوان ] [زیست محیطی , ] [+]

مرجان

شنبه 1 تیر 1387
مراتع آلاداغ
    دریک دیدارکوتاه ودرجمع ناهمگون همسفران ریز ودرشت نمی شد گردشی تحقیقی داشت وبا نگاه سطحی ما نمی توان گزارشی دقیق ازوضعیت منطقه داد ولی شواهد وقرائن حوزه ی وسیع مرجان درآلاداغ گویای واقعیتی تلخ است که مراتع اطراف چشمه سارهای موسوم به مرجان از تب تاق انواع احشام خسته شده و تاب وتحمل انواع دامهای بزرگ وکوچک را ازکف داده است. یحتمل درصورت تکرار خشکسالیهایی مثل امسال ، برخی ازگونه های رستنی قادربه سربرآوردن نخواهند بود.
   اگر می شد به روشهای گوناگون وسعت زیاد آلاداغ را دریک نگاه زیر نظر داشت ، آنگاه معلوم می شد که اهالی محترم روستاهای رئین وارکان وشاید روستاهای دیگر ازسرنیازیا به سبب بی برنامگی متولین امور،مناطق زیادی ازاین کوهستان مرتفع را با کشت دیم ویا با چرای مفرط درمعرض تهدیدقرارداده اند.گرچه ممکن است این گفته  نمک به حرامی باشد ولی برای خود مردم ونسلهای بعد آنها ضرورت دارد تا ازعواقب تخریب مراتع مطلع باشند.
   درکمتر دیاری رسم دیرینه ی چراندن اسب وگاو درمراتع وییلاقات باقی مانده ولی تجمع گله های گوسفند، گاو واسب در مرجان حاکی است ازاهمیت مرتع وتغذیه ی آن توسط دامداران محلی است وهمین امر ایجاب می کند که اهالی برای بقای این نعمت الهی واستفاده ی آن درسنوات مختلف حد اقل زمان وفصل چرا را کوتاه کرده وبه گیاهان محل فرصت ترمیم وبازیابی قوای ازدست رفته را بدهند.
         


[ شنبه 1 تیر 1387 - 01:06 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| الیاس پهلوان ] [زیست محیطی , ] [+]

آلاداغ

شنبه 1 تیر 1387
رئین
  بعد ازدیدن وضعیت خشک طبیعت تندوره یا به قول دوستان ترک متعصب وناسیونال "توند دره" ترسم این بود که وضعیتی مشابه برای مناطق آلاداغ نیز پیش آمده باشد.با همه ی وصفی که نزدیکان ازآنجا داشتند به چشم دیدم با وجود کاهش نزولات آسمانی کوهستانهای شمال خراسان سال نسبتا خوبی را داشته اند. روستای رئین درمیان آلاداغ ، منطقه ی بکری است که دست کمتر شهری به آنجا رسیده است.به قول محلی ها سالها پیش نه تنها دست شهریها به این روستا نمی رسیده ، بلکه پای هیچ رئینی هم ما هها به شهرنمی رسیده است.پس آنروزها دست نخورده تر و بی منت از پول نفت به حیات خویش ادامه می داده است.امروزکه قدری توجه شده ،اگر اجباری نباشد کسی خودروی شخصی اش را به جاده نزده ومنتظر می ماند تا صبح روزبعد با دوسرویس مینی بوس روستا فاصله ی ۳۵ کیلومتری رئین تا بجنورد را طی نماید.
  طی دوشب درروستا ویک شب درکوه محبت زیادی از اهالی خصوصا میزبانهای خوبان نصیب شد.
   کوهها ، مراتع ودیمه زارهای منطقه حرف وحدیث زیادی دارد.
مناظر روستا از شاه نشین خیلی زیبایند:

      



[ شنبه 1 تیر 1387 - 01:06 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| الیاس پهلوان ] [زیست محیطی , ] [+]

درگز

یکشنبه 12 خرداد 1387
پارک ملی تندوره
  قصد این بود که بعد از صعود به قله چلمیر در پارک تندوره ، مطلبی در خور ویادداشتی درحد برداشتها ودیده های خود ازاین منطقه بیان دارم ، مشغله ی کار مانع این کارشد وبا عجله دوعکس را درپست قبلی قراردادم تا شاید بعدا مفصلتر ادای دین کنم .همین ذهنیت درطول ده روزگذشته  ازپرداختن به مسائل دیگربازم داشته وباید که این عقده بگشایم تا فرجی حاصل شود.
  دوسال پیش شهریورماه دریک مسافرت مردانه همراه پسران به این منطقه رفته وچند ساعتی را دربخش عمومی آن توقف داشتیم .درآن ماه از آنسال وضعیت به این صورت که دراول خرداد به سر این منطقه آمده ،پیش نیامده بود . ارتفاع گونه های مختلف گیاهی را که از دورمی شد مشاهده کرد بهار وسال نکوی آنرا عیان می کرد .اما امروز وضع کاملابرعکس شده است.جز از علفهاودرختهای پای چشمه سارهای چل میر علف سبزی دیده نمی شد.ازقرارمعلوم زمستان سرد 86 بدون برف هم بوده وباران بهاری حتی به اندازه ی شهرهای بزرگ ایران هم به منطقه نباریده است.حتی از قله چلمیر نمایان بودکه دربلند ترین نقطه ی منطقه که قله ی قنبرعلی با ارتفاع 2586 متر است ، نیز وضع به همین گونه است.
  وقتی به منابع مختلف درمورد پارک ملی تندوره مراجعه کنید همه به اطلاعاتی اشاره دارند که  اداره ی کل حفاظت محیط زیست خراسان رضوی آنرا منتشر کرده است.
خلاصه ی این اطلاعات:
1- پارک ملی تندوره با مساحت 73435 هکتار دربهمن ماه سال 1347 قرق شده است.
2- دراسفند1348 به پارک وحش تندوره تغییر نام یافته است.
3- درخرداد1350 قسمتی از شرق (ناحیه مجاورگردنه ی الله اکبر) آزآن حذف شده است.
4- دربهمن سال1353عنوان پارک ملی تندوره به منطقه داده شده است.
5- ازسال 1357 تا شهریور1361 پارک دریک حالت بلاتکلیفی مورد تعرض وتغییر وضعیت بوده است.
6- در شهریور1361محدوده ی پارک با مساحت37800هکتارتوسط شورای عالی حفاظت محیط زیست به تصویب رسیده است.
6- یک منطقه ی حفاظت شده تحت عنوان تندوره نیزدرقسمت شمال وغرب پارک وپیوسته به آن بامساحت23000 هکتاروجود دارد.
7- تاکنون 60 خانواده گیاهی با373گونه دراین پارک تشخیص داده شده است.
8- متوسط میزان بارندگی سالانه  330میلی متربوده است.
9- درختان منطقه: پهن برگ جنگلی بصورت انبوه ومتراکم ، جنگلهای ارس بصورت پراکنده
10- حیوانات پارک: قوچ ومیش اوریال ، کل وبز، پلنگ ، کفتار، گربه پالاس ، خوک وگراز و...
11- موقعیت جغرافیائی: در15 کیلومتری مرزشرقی کشور ونزدیک ترکمنستان در37درجه و19دقیقه تا37درجه و33دقیقه عرض جغرافیائی و58درجه و33دقیقه تا58 درجه و54دقیقه طول جغرافیائی (با وسعت 4448 هکتار ؟)
12- منابع آب :مهمترین منابع آب ازبین چشمه ها وچاههای محدوده ی تندوره ،چشمه چل میر با دبی حدود240لیتربرثانیه و چرلاغ با  30 لیتر برثانیه (حاشیه داخلی ضلع شمالی پارک)است بقیه (41مورد)درصد کمی ازآب منطقه را تامین می کنند.
13- بعضی انواع گیاهان پارک با نام فارسی : سیاه کرکو،خیارک،مهرسلیمان،گل گاوزبان،آفتاب پرست، خارلنطری، گل فراموشم مکن، چشم گربه ای ،زنگوله ای عسلک ، فانوس آبی ،گل استکانی ،علف موش، انواع چ.بک، میخک وحشی ، گل عروس ،گچ دوست،سیلن،گنده قوچی،اقطی،پلاخور،سلمه تره،اروشیا،جاروب زمینی،خارگونی،علف شور،گا آفتابی ارپائی،بومادران،تلخه،بابونه گل زرد،برگ آدم یا باباآدم،انواع درمنه  درمنه برفی و...،گلرنگ وحشی،انواع گل گندم،انواع کنگر فرنگی و...،انواع سرپوشک،شکرتیغال،گل کاغذی،چنگال گنجشکی،کاهوی وحشی،شیردندان،خارزن بایا،گل قاصد،انواع پیچک،آتشین، قدومه،ترتیزک،باهوشاه،بلاغ اوتی،خاکشیر،ارس ،سردار،ریش بز،جوپیازدار،چمن،علف قناری،دم اسبی،گردو،گلایل وحشی،زعفران وحشی،زنبق،سنبل ،چای کوهی ،مریم گلی،آویشن،خارشتر،گون،یونجه،اکلیل کوهی ،اسپرس،سیرکوهی،سریش،انجیر، توت سفید،بارهنگ،انواع کلاه میرحسن،ریواس،ترشک،آناقالیس،سیاه دانه،آلاله،بادام کوهی،آلبالوی وحشی،تمشک،شیرپنیر،سپیدار،عرعر،گل میمونی،باریجه،آنقوزه،کرفس وحشی،جعفری کوهی ،شانه ونوس،گیس چسبک،سنبل الطیب،قیچ،اسپند، و...و... و...
    اینها باضافه انواعی ازگیاهان سمی،انواع پستانداران،جوندگان ،خزندگان پرندگان ، و...منطقه تنها گوشه ای از اندک مطالعات انجام شده درسنوات قبل بوده  وپی بردن به تمام زوایای یک زیستگاه با تنوع زیستی وژنتیکی ، مستلزم صرف سالها وقت وهزینه ی قابل توجه است، که ظاهرخدمات انجام شده درمنطقه حاوی این نوید درآینده ی نزدیک نیست. 
  ازهمه ی این توصیفات وبیم وامیدها که بگذریم درنگاه عامیانه ی بنده گرچه ا خشکسالی امسال اثرات مخرب خود را برهمه ی دارائیهای پارک گذاشته ولی طبیعت نامردی ما انسانهارا نداشته وباکوچکترین فرصت وامکان ذخائرخود را رو می کند .آنچه مایه ی نگرانی وناراحتی است دست مزاهمی است  که از  40 سال پیش تاکنون به انحائ مختلف عرصه را برطبیعت بکر تندوره تنگ کرده است .بیم آن می رود بر بی توجهی های گذشته افزوده شده واین زیستگاه مهم وحیاتی به سرنوشت دیگر مناطق زیست محیطی دچارشود.وچنین مباد.

      



[ یکشنبه 12 خرداد 1387 - 12:06 ب.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| الیاس پهلوان ] [زیست محیطی , ] [+]

پارک ملی تندوره

یکشنبه 5 خرداد 1387
می سرودند ملاحان سرودی :
اگرباران به کوهستان نبارد      به سالی دجله گردد خشک رود


درپارک ملی تندوره درگز نه برفی آمده ونه بارانی ، سرما هم ریشه ی اکثر گیاهان را ازبین برده است. حیوانات زیاد این منطقه برای زنده ماندن چه کرده وچه می کنند؟


http://www.gerivan.blogfa.com



[ یکشنبه 5 خرداد 1387 - 02:05 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| الیاس پهلوان ] [زیست محیطی , ] [+]

گربه

چهارشنبه 25 اردیبهشت 1387
اوغوربخیر
     امروزصبح هم مطابق معمول روزهای زوج  ،  کمی زودتر ازروزهای فرد  آهنگ خروج ازمنزل کردم. هنوزبسم الله را گفته ،مشغول بازکردن در حیاط بودم که گربه ی محله رادیدم . اوکه قبلا هم رفت وآمدی به حیاط داشت ،اینبار اولین فردی بودکه به من صبح به خیر می گفت . اوخیره به من ودرحال گفتن اوغوربخیر ،ومن مات وحیران ازنیم صورت خونی ویک چشم بیرون آمده ی او. درآن حالت بهت وحیرت ، دریک آن به جز  احوال پرسی ، چیزهای دیگر ی هم گفت . از مصیبتی که به براورفته ، از دردی که درناحیه ی چشم وصورت داردو.... خون صورتش تازه بود ، چشم گربه ایش برآمده ودرشتر از همیشه ، ولی بی حرکت وخیره . چشم راست که اورا به سمت من آورده بود با اشک وناله می گفت : ببین چه سان جفتم ازحدقه بیرون زده.فکر می کنی می تواند بعد از این هم یاریم رساند؟خوابهای تیره ی دیشب ، صبح علی الطلوع تعبیر شد. بعد آنهمه پرسه ای که به دنبال ماشین زباله وپلاستیکهای پاره شده بودیم ،گرسنگی شب امانمان بریده بود. ازخستگی لحافت  به روی کشیده ودرانتظارچرتی بودم ولی آن نگون بخت بی توجه به من ، خیره به ستاره های آسمان ، مرا هم اززیر لحاف یشمی پلک بیرون کشید وگفت : می بینی دراین ساعاتی که همه درخوب خوشند، شکم گربه چه سر وصدائی راه انداخته ونمی گذارد که پلکها روی مارا بگیردن.قطعا بدان که گرسنه های زیادی ، شب را در بستر می غلطند تا خوابشان ببرد اما دریغ از یک چرت.آرام ولی با کمی ناراحتی گفتم  : عزیزم آرام بگیر ، چه می دانی .آنی که غم نان دارد وخوابش نمی برد ،با پاره ای نان وشکر خدا قدری خواهد آسود .ولی امان ازدل آن کس که با هزارفکروخیال  وروان ناراحت از گرسنگی دیگران وغم خود وهم نوعانش ، با شکم سیر هم خوابش نمی برد. درهمین مباحثه وجدل بودیم که مهتاب طلوعی دوباره کرد ونیم رخی به ما ،قدری نوازشمان دادکه ای دودیده ، پلکها درهم کشیده ، قدری بیاساید ،باشد تا فرداروزی دیگری حواله ی شما گردیده ، جبران مافات کنید.  با نوازش مهتاب خانوم به خواب رفتیم . هنوز گرمی انگشتان محبوب شبهایمان را برسر حس می کردم که دیدم : دوکوچه پائین تر که قبلا چند باری هم  با ملوسک وبقیه به آنجا رفته وبه سختی از لای توری گذاشته شده برروی جوی کنار گذرکوچه ، مقداری نرمه استخوان وته مانده ی غذا برداشته بودیم ، سر وصدائی می آید. چند زن ومرد دردل شب با صدای بلند همدیگر را خطاب کرده وهر ازچند گاهی کلماتی را به همدیگر حواله می کردند که البته ماگربه ها دربین هم تا حالا ازاین حرفها نداشتیم .اینم که من می گم به خاطر آشنائی چندین ساله با مردم فقط شنیده ام وگرنه توعمرم حتی یک بارهم تلفظش نکرده ام ، الان هم متاسفم که با شرم حیا بگویم ، با این زخم حال تعریف اونو ندارم وهم گفتنش برام سخته . فقط می دونم بعضی کلمات مثل زمین وسند و ارث را دخترا بیشتر تکرارمی کردند واحتمالا این چیزا نباید کلمات زشتی باشه چون جلوبعضی مغازه ها و...هم این حرفها رو شنیده بودم .حالاهم منظورم ازاین حرفها با این حال من ودهان باز ومتعجب شما همخونی نداره ولی قصدم تعریف آخر قضیه وتعابیر بعدی اونه وگرنه به من وما چه که اونا چی می گفتن وچه کارمی کردن . خلاصه یک دفعه سروصداها بیشتر شد وبچه های خونه از خواب پریدند ورفتند به سوی مادرشون .اینائی که می گم نه اینکه ازنزدیک دیده باشم ، از قرائن وصداها میگم وگرنه منوبه این کاراچه .جراتشوندارم .هموبچه که اینجوری ازصداها ترسیده بودیکبار بهم کاسه ی شیری دادولی یکباردیگر تا نزدیکش شدم ،یک لگد به شکمم زد که همو موقع کم مونده بود ملوسمو  از دست بدم. بچه ها خوبنا ولی بعضی وقتا دق دلشونو ازما درمی آرن. بازم دردخودم کم بود شماروهم سرپانگه داشتم ، با بیدارشدن بچه هاصداها بیشتر شد .فهمیدم همه مشغولن وتوجهی به بیرون ندارن از زیر در نیم خیز حیاطشونو نگاه کردم .یک دفعه دیدم یکی همو بچه رو برداشت وزد سر خانومه . چشتون روزبد نبینه مثل من. خانومو وبچه فرش زمین شدن ، خانم بال بال می زد ومثل مرغ سر کنده رو زمین ورجه وورجه می کرد. یکی گفت بدو آب بیار ، یکی گفت چشاشوبگیر ، چشاشوبگیر داره می زنه بیرون .تا اون یکی دوید به سمت شیر آب دم درمن هم فلنگو بستم وآمدم بیرون ، نفس نفس می زدم ومی دویدم .یک دفعه دیدم یک ماشین درهوای گرگ ومیش صبح به سمتم می دود .سرعتموزیادکردم وپرشی زدم که ردشم تا  بهم نرسه . اما یه خورده دیر شده بود.منو پرت کرد به سمت جدول وخوردم تنه درخت کنار میلان وسرم خورد به شاخه ی قطع شده وبه این روزدرآمدم ...هنوزمی خواستم بگم آخه اینائی که گفتی خواب وخیالت بود ویا قصه ی خودت ، روشوکرد به سمت تنه ی انگورکناردیوار وبا گفتن اینکه خواب زن میگن چپه ، خودشوبه بالای بوم انباری ولای برگهای انگور کلاهداریها رساند ورفت ومن همچنان با دهان باز وحیران ، با شتابی بیشتر از هرروز در حیاط را بازکرده ، قبل ازآنکه سرویس مدرسه ی استثائی دختر همسایه سر برسد ،ماشین به چپ چرخاندم تا از رقابت دوهمسایه دربستن کوچه با ماشینهایشان درامان مانده از چپ به راست بپیچم تا شاید از  زمانه هم عقب  نباشم . همه ی درد ها را فراموش کرده ، ساعتی را با نفس نفس زدن  بر دریچه های قلب فشارآورم تا از فشارهای روزگار قالب تهی نکند.

[ چهارشنبه 25 اردیبهشت 1387 - 11:05 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| الیاس پهلوان ] [زیست محیطی , ] [+]

قانون اساسی ومحیط زیست

سه شنبه 17 اردیبهشت 1387

حساسیت عمومی برای مسائل زیست محیطی

درجمهوری اسلامی ،حفاظت  محیط زیست که نسل امروز ونسلهای بعد باید درآن حیات اجتماعی روبه رشدی داشته باشند ، وظیفه عمومی تلقی می گردد. ازاین روفعالیت های اقتصادی وغیر آن که با آلودگی محیط زیست یا تخریب غیر قابل جبران آن ملازمه پیدا کند ممنوع است . ( اصل پنجاهم  قانون اساسی جمهوری اسلامی مصوب آذرماه 1358 )

  گرچه همه را توفیقی نیست که  به نقاط مختلف کشور به نیت تفریح وتدبر سفری داشته باشند ولی درهمان اندک  خاکی که آمد وشد می می شود می توان دید که  نه تنها حفاظت از محیط زیست وظیفه ی عمومی تلقی نشده بلکه درکمال ناباوری وبهت زده ، دیده می شود که تخریب ، تصرف وآلوده سازی محیط زیست ، عملی عمومی شده است . قطعا اگر حساسیت عمومی برای حفظ وارتقای ارزشهای زیست محیطی آستانه ی نرمالی می داشت ، اشخاص حقیقی وحقوقی را توان این همه جسارت نسبت به محیط زیست، حیات وحش ، منابع طبیعی و...نبود. قوانین ومقررات معمولا وقتی به صحنه وارد می شوند که جرمی رخ داده باشد .متاسفانه جرمهای صورت گرفته درمسائل زیست محیطی طوری است که صرفا با قوانین بازدارنده امکان مقابله با آن نیست ، به طوری که اگر جنگلی ومرتعی تخریب شود ، امکان بازگرداندن آن به حالت اولیه وجود ندارد ویااینکه سالهای سال طول خواهد کشید تاآثارمخرب این تغییرات محو گردد.لذا بهترین گزینه برای جلوگیری  ازاینگونه اعمال وجرایم پیشگیری  است .واین مقدورنیست مگر با فرهنگ سازی . برای اجرای این برنامه هم نسخه ی واحدی نسیت . می توان با  آموزش  واطلاع رسانی درخصوص ارزشهای این مواهب ، ازعوافب فقدان مواهب طبیعی ، جامعه وافراد را با روشهای مختلف ازجمله با جریمه وتعزیر و...مطلع نمود.....

   نداشتن امکانات وفرصت برای ایرانگردی مانع از آن نیست که ندانیم وتصورنکنیم که کنارگذر تالاب انزلی ، دریاچه ارومیه ، خشک شدن دریاچه بختگان  ، حوزه ی آبخیز زرین گل در علی آبادکتول ، پارک ملی لار ، تالاب میان کاله و.... واخیرا احداث جاده درجنگل ابرشاهرود چه فجایع زیست محیطی  بارآورده وخواهد آورد. درنگاه اول وظاهرا توسعه نگر برای هریک از اعمال وفعالیتهای یادشده توجهی تراشیده شده ولی درنهایت با اصل یادشده از قانون اساسی مغایرت دارد.ازآنجائی که دولت خود رامسول توسعه اقتصادی می داند ومتاسفانه دراجرای برنامه های خود نظرات کارشناسان  وطرفداران محیط زیست را بکارنمی بندد وصد تاسف دستگاه مسول حفظ محیط زیست نیز یا با برنامه های ضد محیط زیست دولت هماهنگ شده ویا اینکه توان ایستادگی درمقابل سیل برنامه های توسعه ی ناهماهنگ را ندارد، امیدی به کاهش روند تخریب محیط زیست نیست مگر آنکه حساسیت عمومی نسبت به مشکلات زیست محیطی این برنامه ها، بالارفته ومردم اعلام دارند درصورت مغایرت برنامه های توسعه با مسائل مربوط به محیط زیست ، عطای پروژه های به اصطلاح توسعه را به لقایشان می بخشند ورنه ، در به روی همان پاشنه که می چرخیده خواهد چرخید.



[ سه شنبه 17 اردیبهشت 1387 - 09:05 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : سه شنبه 17 اردیبهشت 1387 - 08:05 ق.ظ]

[ پیام ()|| الیاس پهلوان ] [زیست محیطی , ] [+]

دوستانه با طبیعت در۱۳

یکشنبه 11 فروردین 1387

سیزده بدر با ذرات خاک وبوته ودرخت و...که درتماس بودیداول سلام ودربرگشت خداحافظی کنید

         بهارهمه جا زیباست.بااینکه باران بهاری طبیعت و دوستانش را درانتظارگذاشته ولی اکثرجاها هنوزطراوت وشادابی خودرا ازدست نداده وبه امید رسیدن نعمت بی واسطه ی الهی لحظه شماری می کند.پس بهوش باشیم که تن طبیعت حساس ورنجوراست. گردش وسیر درطبیعت ازیک آئین وسنت بومی به یک عادت وکلاس برای اکثر مردم تبدیل شده است.عادت وکلاس ویا چشم هم چشمی ازاین باب گفتم که متاسفانه عده ی زیادی با هم به دامن طبیعت پناه می بریم ولی بی توجه به زیبائیهای کوه ودشت به آن آسیبهای جبران ناپذیری وارد می سازیم .اگربا توجه ودانسته ازشهرخارج شده باشیم خواهیم دانست که به خاطرزیبائی وهوای تمییز طبیعت است که از خانه وقصر های خیالی خویش بیرون شده ایم .بیرون می رویم مدتی تاهرچند زمانی کوتاه ،با طبیعت یکی شده آرامشی از ایشان کسب کرده باشیم.درهمین بیرون آمدن فرصتی را ازخود بیرن آئیم .خودخواهی وخودبزرگ بینی را کناربنهیم.اول ورود به همه سلام گفته دربرگشت نیزبا ذراتی ازخاک ودرخت وبوته و...که درتماس بوده ایم خداحافظی کرده ، بپرسیم از دیدن وبودن با ما خوشحال بوده یا نه ؟به همان اندازه که ما ازاولذت بردیم وآرامش نصیبمان شد اونیز ازخوبیهای ما بهرمند شد؟ ما مدتی را میهمان طبیعت بودیم .او رسم میزبانی به نحواحسن بجای آورد ، ما وشما میهمان خوبی بوده ایم؟ دریک دیدوبازدیدومیهمانی انسانها با همنوعان خویش درصورت روی ترش کردن صاحبخانه میهمان ازآمدنش پشیمان شده ، روی غذاخوردن نداردواحتمالا دوباره بدانجا بازنخواهدگشت.ویا برعکس اگر میهمان رسم ادب بجای نیاورده و میزبان را بطریقی با اعمال ورفتارخویش بیازارد ، آیا فرصت دعوت وحضوری دوباره رادرآن منزل خواهدداشت. میزبان ماآزموده است وهمیشه با گشاده روئی میهمان می پذیرد .میهمانان گران قدربرای حضوردوباره ی خویش جاومکانتان راآلوده نکنید. جائی که پناه آورده ایدخرابش وچیزی راکه دوستش دارید آسیب مرسانید. موادمصرف نشده وزباله هایمان را درطبیعت رها نکنیم همه را به شهربرگردانیم چون فعلاشهرمتولی وجمع آوری کننده ی زباله دارداما طبیعت نه.



[ یکشنبه 11 فروردین 1387 - 10:03 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| الیاس پهلوان ] [زیست محیطی , ] [+]


Powered by
Abzarak.com
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو