گریوان GERIVAN

آموزش ضمن خدمت کارمندان

یکشنبه 26 آبان 1387
مرکز آموزش کرج
   دوره های کارمندی با همه ی اهمیتشان تقریبا ازحیظ انتفاع خارج شده واگر نگوئیم به ضدخود تبدیل شده می توان گفت به ظاهرقضیه وکسب امتیازی برای ارزشیابی پایان سال مبدل شده است.بااینکه این دوره ها براساس نیازسنجی ودارای برنامه زمان بندی ازقبل تعیین شده ، با تامین اعتبارمشخص است ولی جزافراداندک ،ازاین  امکانات بهره ای برای استفاده دراجرا نمی برند.دورشدن ازمحیط کاروخانواده برای مدت زمان مشخص مزیتی است که فراگیر واستادمی توانندعملکردهارا بررسی و تجربیات محیط علم وعمل را درهم آمیزنداما همین مزیت هم به ضدخودتبدیل شده وفکر فراگر را ازابتدای دوره به انتها متمرکز کرده است.کی روزبه پایان برسد؟آیا فرصتی هست که ازاین زندان گوانتانامو بیرون شد؟آخرین روزبرای رفتن کدام باشد؟برنامه ی پایانی وامتحان باشدیانه باشد؟....گوئی نام کلاس ومیز وصندلی وتخته (سیا یا سفید)هم شرطی شده وهرکه رادراین موقعیت بنشانند،خصلتهای دوران مدرسه وکودکیش  فراخوانده می شود،ولواینکه اورا چنددهه ازعمر وچندین سال ازخدمت اداری گذشته باشد.وغالب دوستان ، خصوصا همکاران بلده ی کبیره با وجود کوتاهی راه ،اینگونه بودیم.البته واقعیت اینستکه همیشه جایی برای گله وشکایت بازگذاشته می شود.مثلا میزان ساعات کلاس با سرفصلها مطابقت ندارد، استاددوره تخصص لازم برای ارائه موضوع تعیین شده ندارد،شاگردخودرا یک سروگردن از مربی واستادبالاتر می بیند، متخصص پرندگان را چه به آمایش وکاربری ، کسی را که سابق ی تدریس موضوع نداردبرای مجریان جندساله آورده اند ،امکانات آموزشی جوابگوی مباحث دوره نیست ،و... همه ی اینها بهانه هائی میشوندبرای فراازمدرسه. 
    اگرصدبهانه برای بی خاصیت کردن دوره وگریز ازآن باشدیک بهانه کافی است که درهمین اندک فرصت ،کارمندضمن بازسازی روحیه ی خویش به حداقلهای آموزشی اکتفاکرده وتوشه ای بردارد.واینگونه است که بعضیها با کاهش خواسته های خویش به آنچه مقدوربوده رسیدند.
  غیر ازسرفصلهای طولانی دروس ۳۶ ساعته ی ، مقاله ای را درمورد" تجربه آلمان درطرح ریزی کالبدی " مطالعه وبه کلاس ارائه کردم که فکرمی کنم حداقل می شدمقایسه ای کوتاه ازعملیات دستگاههای خودمان دربرنامه ریزی های اجتماعی واقتصادی ازآن برداشت کرد.
   تجربه ی فراگیری وتدریسم درچنین دوره ها می گوید که بایدکارمندرا ازدغدغه ی امتحان ونمره ی پایانی نجات داد.برای ابتدا وانتها نقشه ای کشید تا پشت میزنشینان مسن را خسته نکرده ومطلبی را منتقل کرد. درابتدای دوره می شود بازه را وسیعترگرفته ، به ایشان اعلام کنیم که هیچ نگرانی ازحیث نمره وگواهی دوره نداشته باشند ،فقط به مطالب گفته شده دقت کرده ودرصورت لزوم یادداشت بردارند.هرچه به پایان دوره نزدیکترمی شویم ، مطالب مهم وکاربردی تر رایادآور وروزماقبل آخر ، تعدادی سوال کلیدی ومهم را گوشزد تا ذهن پراکنده افرادبه سمت مسائل اساسی واحیانا دلخواه اوبرای آزمون سوق داده باشیم.شایدبابرنامه های مشابه ضمن اینکه مطالب اصلی القاء می شود، مشکل فراگیران برای امتحان را نیز برطرف گردیده وبا خاطره وخاطری خوش مرکزرا به قصد ادامه را ترک نماید.
  به هرروی یک هفته ی خوب وخاطره انگیزی داشتیم با دوستانی که باوجود دیواربه دیواربودن اتاقمان ، هنوزفرصت مرورخوشیهای سفرنبوده است.واین مجالی است که درصورت امکان مروری داشته باشم بریک هفته بودن درحاشیه ی کرج را ، شهری که به ظاهر وصل به تهران ولی گوئی وصله ای است برپیکر طبیعت خراشیده ی دامنه ی جنوبی البرز .شهری است تقریبا کارگر ی- کارمندی که سرریز جمعیت پایتخت را بدانجا گسیل کرده اند.


[ یکشنبه 26 آبان 1387 - 04:11 ب.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| الیاس پهلوان ] [آموزشی , ] [+]

شرطی شدن میزها

چهارشنبه 16 مرداد 1387
تجربه ی این ور میز واون ورمیز

به بازنشسته هائی که برمی خورم اولین سوالم از احساسشان ازاون ورمیز است . واقعا باسی سال این سمت میز نشستن کی می تونه دقیقا وضعیت آن سمت دیگه میزرو آنطوری که هست بیان کنه .هنوز که به پاسخ درستی نرسیده ام . انشاءالله تواین چندسال باقی مانده بشه آمادگی لازم برای درک وقبول اونورمیزو پیدابکنم .

    بعد ازدوسالی که اعتبارات اداری مزاهم برگزاری هر دوره ای شده بودواین هفته برخلاف آن دوره هائی که یا رومی رومی ویازنگی زنگی بود ، دریک دوره ی آموزشی به نوعی دوسمت وسوی میز را تجربه کردم .از ۵ روز یک دوره ،دو روزش را درنقش کارمندو درصف تلمیذان وفراگیران ، آنانکه وقتی به روی صندلیهای آموزشی می نشینند ، بی توجه به سن وسالشان ،ضمیر ناخودآگاهشان را قل قلک  داده با بیداریش ،نگرانیهای یادگیری واسترس آزمون وامتحان را با حد اعلی آن وبا آب وتاب فراوان به بی خیالان دوره منتقل وایشان راهم مضطرب از عواقب دوره وهرآموزشی می کنند.
     وسه روز را درقالب مربی دوره ، آنانکه همیشه اول زمان می کشند و آخر وقت کم می آورند ودراواخر دوره ،  سربسته ،بسته ی آموزشی را رونمائی کرده ، اجبارا سوال وپاسخش را یکجا لو می دهند.با اینکه مرز مربی وفراگیر چندان تحدید نشده وهردو می دانندکه این دوره برای تازه کردن دیدارها، دورشدن از میدان کارزار روزانه و کسب چند امتیازی برای ارزشیابی آخرسالی است ولی نمی دانم چرا به نوعی هردو  لحظه شماری می کنندبرای روزآخر وچرا مضطربندبرای دقایق پایانی . آیا این همان شرطی شدن درطول عمر نیست ؟



[ چهارشنبه 16 مرداد 1387 - 12:08 ب.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| الیاس پهلوان ] [آموزشی , ] [+]


Powered by
Abzarak.com
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو