گریوان GERIVAN

گریوان شهر یا روستا

چهارشنبه 15 مهر 1388
تعاریفی از شهر و روستا
    مدتی است که مردم گریوان، خصوصا شورای اسلامی روستا، به دنبال توجیه مسولان شهر و استان است تا ثابت نماید که گریوان قابلیت تبدیل به شهر و سپس مرکز بخش را دارد. از آنجائی که مسولین برای هر اقدامی مستمسک قانونی نیاز دارند- که صد البته به این قوانین اشراف کامل دارند -  ولی برای اجرای آن اعداد وارقام مستندرا می‌خواهند. این مهم بر عهده‌ی مردم و شوراست که مدارک مثبته را ارائه نماید. ولی ضمن وقوف به اینکه که واقعا گریوان با ملاک‌هائی که در ادامه این یادداشت آمده شرایط لازم را دارد، ولی با یک بیان توصیفی و خارج از زبان آمار و ارقام هم ضرورت تبدیل گریوان به "شهر گریوان" را اجتناب ناپذیر می‌کند. بجنورد به عنوان مرکز استان خراسان شمالی، دروازه عبور جهان‌گردان وایران‌گردانی است که به بنا به دلایل زیادی، توقف یک یا چند روزه‌ای را در بجنورد دارند. به جرات می‌توان گفت در نزدیکی و اطراف بجنورد بعد از باباامان وبش‌قارداش، جائی به خوبی گریوان وچشمه‌سارها و کوه‌های آن برای تفریح و گردش در طبیعت نیست. اگر هم‌چون گذشته‌های نه چندان دور  راه عبور را به مسیر فیروزه باز گردانند، تفرح‌گاه گریوان  و اطراف آن را متصل به بجنورد فرض باید کرد و نه مسافت حدود سی کیلومتری فعلی. هرپروژه گردش‌گری، اعم از: توریسم، اکوتوریسم، توریسم کشاورزی وباغی، صنایع دستی وفرش، آب‌های معدنی، کوه‌نوردی،.... در این منطقه قابل اجرا بوده و جاذبه سرمایه‌گذاری دارد. ...
  و برای اطلاع مردم و مسولین گریوان، برخی تعاریف متداول در ادامه درج می گردد:
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 15 مهر 1388 - 11:20 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| الیاس پهلوان ] [گریوان وگریوانیها , ] [+]

کدوخور

چهارشنبه 4 دی 1387
دهخدا و اعطای لقب گریوانی‌ها    
    رسومات چله و شبهای زمستان درگریوان به لحاظ بارندگی‌های زیاد وکمبود وسایل نقلیه در گذشته‌های دور رونق زیادی داشته است. تقریبا شش ماه ازسال کاردرمزارع و باغات تعطیل ومردم به غیر ازرسیدگی به اندک دام خود کار دیگری نداشتند. نگارش مطلب کدوی گریوان ، باعث شد که  اعطای القاب دربعضی شهرها و روستاها را به خاطر آورم. هرچند کل کل روستاها باهم کم شده وبه اندازه سالهای گذشته نیست. ولی به نظرم اعطای لقب‌های با مسما درمدارس بجنورد بیش از جای دیگر و مردم عادی نمودپیدا می‌کرد. شاید دانش‌آموزای مدارس آموخته‌هایان در خانه‌ را منتقل می‌‌‌کرده‌اند. ما گریوانیها به فیروزه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای‌ها لوشی‌خور می‌گفتیم وآنها مارا کدو‌خور صدا می‌زدند. معصوم‌زاده‌ای‌ها را مرده‌خور می‌گفتند. ارکانی‌ها را پیازخور، نیستانی‌ها را ایشکی، یزدی‌ها را گربه‌خور، بعضی روستاهای حومه‌ کسبایر را دولانه‌خور، ...
   نمی‌دانم نسل‌های گذشته به اندازه امروزیها به خواص کدو، خصوصا به میزان فسفر موجود در کدو آگاهی ‌داشتندو به مانند شاهان قاجار گریوانیها را ملقب به لقب کدو‌خور می‌کردند یانه؟ البته به احتمال قریب به یقیین گریوانیهائی که حساسیت به خرج داده وجبهه می‌گرفتند، به اهمیت کدوی‌های مصرفی خویش آگاهی کافی و وافی نداشته‌اند وگرنه باید به این شهرت افتخارکرده و اینگونه بیان را تبیلغی برای کدوی تولیدی خویش تلقی می‌نمودند. متاسفانه لغط نامه‌ی وزین دهخدا از این محصول استراتژیک درگریوان غافل بوده واندر باب گریوان اینگونه آورده که:
گریوان ، [ گ َ ری ] (اِخ ) دهی است ازدهستان مرکزی بخش حومه ٔ شهرستان بجنورد، واقع در 18هزارگزی جنوب بجنورد و 4 هزارگزی خاور شوسه ٔ بجنوردبه میان آباد. هوای آن معتدل و دارای 1743 تن سکنه است . آب آنجا از چشمه تأمین میشود و محصول آن غلات ، بنشن و تریاک و میوه و شغل اهالی زراعت و قالیچه بافی و راه آن مالرو است . (فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9).
 ملاحظه می‌فرمائید که این متن مربوط است به زمان حیات خودمرحوم علی‌اکبرخان بوده و اگر متولیان امروزی دهخدا بخواهند، مطلبشان را به‌روز نمایند، یقینا میزان اعداداشاره شده را افزایش داده و بیش از سطور فوق الذکر مطلب در خصوص گریوان خواهندنوشت.درهرصورت گریوانی‌های عزیز در شب‌های طولانی زمستان، بعدخوردن کدو وشکاندن تخمه‌های آن یادی ازجناب علی‌اکبرخان دهخدا کرده وفاتحه‌ای نثاروایثار ایشان بفرمایند.

   کشاورزان عزیز، گریوانی‌های محترم، همچنان درحاشیه دیگر محصولات خود کدو به‌کارید. کاهش نزولات آسمانی ، زمستانهای طولانی و مصرف کودهای شیمیائی در رشد وباروری کدوی گریوان تاثیر گذاشته وبه اندازه سالهای قبل باکیفیت نیست ولی باز هم اگر بهترازمناطق دیگرنباشدبدترنیست. 


[ چهارشنبه 4 دی 1387 - 12:00 ب.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| الیاس پهلوان ] [گریوان وگریوانیها , ] [+]

شب چله

شنبه 30 آذر 1387
کدوی گریوان

     حس نوستالوژی در دیدار اخیر ازگریوان گل کرده بود. برای شب چله دنبال کدوی گریوان بودم که به‌سختی یک‌دونه ،آن‌هم ازنوع خیوه‌ای ونه چولی‌کدو(پوست چوبی) زحمت تهیه‌اش را کشیدند. چولی‌کدو یا اصلانیست واگرباشد هم مزه وطعم گذشته راندارد. بعدخوردن کدوهای زن‌دائی فهمیدم کدوهای امروزی گریوان نه ازکدوهای سابق، بلکه ازنوع همان کدو حلوائی‌هائی است که به یمن کودهای شیمایی، همه جا کشت شده وبه‌وفور یافت می‌شوند. چندی پیش به یادکدوچولی که با گندم پخته شده ،درکودکی خورده بودم، یک کدوی فرداعلاء به اقرار میوه‌فروش محل که مارا به لقب کدوشناس هم مفتخر کرد(غافل ازاینکه لقب کدوخور را ازقبل به یدک می‌کشیده‌ایم) خریده، بامقداری گندم که آن‌را باکلی زحمت از میان یک کیلوگندم پرکلش وساقه وسنگ جدا کرده بودم، بااستفاده ازانواع سوختهای فسیلی و نوری پختم. مشتری اول آن خودم بودم و آخر آن‌هم ماشین حمل‌زباله برای کمپوست.
    حال امشب اگر اهالی منزل اجازت دهند، درکنارچندقلم میوه وتخمه‌های کدوی گریوان، کدوی خیوه‌ی دایره شکل سوغات گریوان راهم (به روشهائی که مورد پسندایشان باشد) تبخ نمایند،شاید درازشب  سال را بی‌حضور بزرگان خویش و قوم در اندیشه‌ی چی بود و چه شد، چه می‌خواستیم وچه شد، به صبح برسانیم.
    ازاینکه نه درگذشته مانده‌ام ونه بازمان خویش، آپ می‌شوم، هم خود ودیگران را آزرده خاطر می‌یابم. گذشته که گذشته وبرگشتش محال است اما به‌روز شدن هم دردسرهائی دارد که سخت‌ترین بخش آن به برنامه‌های اقتصادی چندساله‌ای که برای اداره خانه وخانواده تنظیم کرده‌ایم، مربوط است. اجرای این برنامه‌ها آنقدر سریع‌تر از برنامه زمان‌بندی شده، تحقق پیدامی‌کنندکه برنامه بعدی دمار ازروزگارمان درآورده است. خود وخانواده را سالهاست که بااین برنامه‌ها سرگرم کرده و وعده‌ی گشایش پس از تنگ‌دستی می‌د‌هیم. باشدکه روزی هم به‌کام ماشود.



[ شنبه 30 آذر 1387 - 02:18 ب.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| الیاس پهلوان ] [گریوان وگریوانیها , ] [+]

کنگره بزرگ‌داشت شهدای گریوان

چهارشنبه 13 آذر 1387
تقدیم به شهدای سبزاندیش گریوان
   باقافله برگزارکنندگان کنگره‌ی شهدای گریوان دل روانه‌ی گریوان است، هرچند پای را امکان پای‌بوسی‌ بهترینهای این خطه نباشد.بازرگان،عیسی، قهرمان، ایزدنیا، احیاء، عابدی، مدرسی‌فر، علی‌محمد، داوود و... و... و... سلامی از سرارادت دارم خدمت تک‌تک، به‌خون خفتگان گریوان. نارضایتی از برنامه‌های برگزارکنندگان، دلیل محکمی برای عدم حضور وکمک به برگزاری باشکوه مراسم تجلیل ازشهدا نیست. قطعاگریوانیهای مقیم، غیرمقیم و مدعو به پاس رشادتهای فرزندان خویش پنج‌شنبه۱۴/۹/۸۷ مزارشهدای گریوان را گل‌باران خواهندکرد.

[ چهارشنبه 13 آذر 1387 - 02:40 ب.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| الیاس پهلوان ] [گریوان وگریوانیها , ] [+]

گریوان دوساله شد

چهارشنبه 30 مرداد 1387
عمرکوتاه بهانه ای برای نوشتن

     آخرین روزای مردادماه وسوسه ام کرده که چیزی هرچند کوتاه و شکسته بسته در  سالگرد ایجادمجموعه وبلاگهای گریوان بگویم . چون اگه قراربودراجع به سالگردایجادیا تاسیس آن بگویم باید دراوایل ماه بدان می پرداختم .اولین پست آن روزا یک عکس وبعدیش دوچرا یا همان چرائی ایجادوبلاگ و نام انتخاب شده ی آن بود . امروزهم از هرآنچه به ضرورت این کارو نام می گذرد نه پشیمان که به تداوم آن معتقد ومصمم می شوم. ازمحتوی مطالب چندان رضایت ندارم وازسیر صعودی ویا نزولی محتوی هم برآوردی نداشته ام ولی یکسال اول ازنظر کمیت مطالب بهترازسال بعدی بود.آنروزا هم مثل این روزها ازهردری سخنی بود ولی حال وحوصله ای برای بیان نظرات خویش درمورد همه ی مسائل خصوصا اجتماعی وسیاسی آن فزونترازبقیه خود نمائی می کرد ولی امروزبیشتر مسائل زیست محیطی ونارسائی های این حوزه دامنگیرم شده است.خطری که ممکن است درصورت ادامه ی این روندخیلی از امورحتی سیاسی جامعه را نیز تحت الشعاع خویش قراردهد.توسعه ناموزون موضوعی که حتی درروستائی مثل گریوان خودمان درحال وقوع است واحتمال تخریب طبیعت بکر آنجا را هم تشدیدمی کند.بااین حال همچنان ازدوردستی برآتش مشکلات عدیده ی جامعه به زعم ودیدخوددارم واین حق را برای خود محفوظ داشته ودارم که دراین دوره ی کوتاه عمر هرآنچه را به صلاح جامعه ی خویش، اعم ازاجتماع کوچک ومحله وکشور وحتی دهکده ی نه چندان بزرگ جهانی تشخیص دادم بیان بدارم.ترسم این است که بعد صد سال( آخه صد سالش هم چیزی نیست وزود می گذرد.) بمیرم وحرفی که به صواب وصلاح نزدیک دیده بودم نزده باقی گذارده باشم.قطعا کاستی ونقص درتمام موارد ازاملای نوشته هاتا نظرات وگزارشها بوده وخواهد بود ومن ادامه می دهم تا این نواقص به حداقل خودبرسد .باشد عتش نگاشتن وگفتن قدری فروکش کرده وحداقل قسمتی ازاین گفته ها درخود من موثر افتد.به هر روی باهمین نام ونشان و رویه ادامه ی مسیرداده وضمن پریدن ازموانع، نیم نگاهی هم به سنگلاخهاوخارهای موجود درمیانه ی راه خواهم داشت.حتما همراهان وهمسفرانی یافته وبازهم خواهم یافت تا با نگاه مهربان  وتلنگری مرا آگاهتر ازهمیشه متوجه راه بنمایند.سعی وافی برای بهداشتی کردن جملات دارم .اگر انتقادونظری بوده با استخدام کلمات مناسب تلاش اول برای هدایت خود وبعد توجه دادن مخاطب که کاری کنیم تاآنگاه که فرصتها ازدست نرفته .این مقال ودیگر یادداشتها همیشه با مشکل زمان مواجه بوده اند.شاید همین موضوع ضرورت ادامه ی راه را داده ومصمم می کند که بخشی ازحرفهای مانده وتکالیف باقی را باید درفرصت های آتی به تمشیت رساند.



[ چهارشنبه 30 مرداد 1387 - 02:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| الیاس پهلوان ] [گریوان وگریوانیها , ] [+]

مراسم سیزده بدر

جمعه 16 فروردین 1387
 نوروزدر سرچشمه گریوان

(لطفا برای دیدن عکسها بر روی آنها کلیک کنید)

 

 

  



[ جمعه 16 فروردین 1387 - 11:04 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| الیاس پهلوان ] [گریوان وگریوانیها , ] [+]

کاندیدای گریوان

سه شنبه 21 اسفند 1386
محمدعلی پاکسیما
   دل را به دریا زدیم وعلی رغم مخالفتهای گروه خبرتازان راست وچپمان - که همیشه تحلیهایشان را یا بادست راست ویا باچپ می نگارند- قصد کردیم بفرمائیم ،اگه کسایی قصد دارند روزجمعه یک نفر را ازسمت راست انتخاب کنند، حتما به کاندیدای برخاسته ازگریوان نظر داشته باشند .چه فرقی برای آنها می کند اونا که توجهی به چپ ندارند ومی خواهند به راست ارادت خود را نشان دهند، چه بهترکه کاندیدای مارابرگزدیده ، ضمن ادای دین به پایگاه خویش ماراهم ازنعمات لابی بهره مندساند.باشد تاگریوان هم ازقافله توسعه بی بهره نماند.حالا چپ نویسها هم که لیستشان کامل نیست وقصد گدایی از این وآن دارند،تبرکا یک نفر ازماراکه با وجوداعلام مواضع شجاعانه ، اصولگرایش نخوانده اند برگزینند. اینها توضیح واضحات بود چون آنکه راحساب پاک است ازمحاسبه درصداوسیما و...چه باک است(پاکسیما).ولذاست که بازبه تاکید عرض می شود روزجمعه درگریوان ودیگر ولایات بجنورد ، ایشان ، پاک یادتان نرود.


[ سه شنبه 21 اسفند 1386 - 02:03 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| الیاس پهلوان ] [گریوان وگریوانیها , ] [+]

مشغله های این روزها

دوشنبه 20 اسفند 1386
سیاست های محلی خبرتازان
      زمان به سرعت می گذرد وهمه فرصتها روبه اتمام است .همین گذر فرصتهامانع پرداختن به توصیه های خبرتازان شده است .خبرتازهاخبرهای مسابقه درکوه قاف وبرخوردهای با قلی بیک و مانورهای مشدی رجب را آورده ، تکلیف می کنندکه مابه سمع ونظر بقیه برسانیم . عدیده ای ازسیاسی شده های آنان ،نظر به این سوی داشته می خواهند چشم مارابه سوسوی تنور انتخابات منورسازند.دراین وادی بعضی نیم نگاهی به کل داشته وتوجهی کامل به دیارخویش دوخته اند.چرا که مدعی هستنددراین دورانی که لابیها کارسازشده اندچرا ماازخودمان نماینده نداشته باشیم.تاکی بایدمحبتهای خودرا نثار وایثار ایل وتباردیگری بکنیم که ماراهم درآن بالابالاها نام برده کاری برایمان بکنند.این دوره چشم خودرا به روی  هرچه دسته وگروه است بسته ، رای ونظرمان را به خودی می دهیم.باهمه ی اختلاف سلیقه هااین دوره می خواهیم وحدت را زمزمه کنیم.دراین حول وهوای آخرسالی که برنامه های نیمه تماممان امان از دور وبر بریده ، مجبورمی شویم بی هیچ تامل حرفهایشان شنیده ، اظهارنظر رابه روزی دیگر محول کنیم .مقررداشته اندتا مجمع خبرتازان دراجلاسیه ی بعدی مواضع خودرا درخصوص همه موضوعات روشن سازند.


[ دوشنبه 20 اسفند 1386 - 02:03 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| الیاس پهلوان ] [گریوان وگریوانیها , ] [+]

مجمع خبرتازان گریوان

چهارشنبه 15 اسفند 1386

محل مسابقه

  به اصرار بعضی گریوانیهای محترم مجمع خبرتازان تشکیل و گریوان نیوز را برپا کردند.هرچه گفتیم والا همین گریوان وآن گریوانهایی که بچه های دیگر تحت عناوین مختلف دایر کرده اند چه گلی به سر گریوان وگریوانی نزده که شما می خواهید بزنید به خرجشان نرفت .وبالاخره ، گریوان را با اسم ورود خبرتاز راه  انداختند. شمایک سری به همین (http://khabartaz.blogfa.com/) بزنید ببینید ،آخه چندتاخبر ازاین دیاربزرگ روستای درحال تبدیل شدن به شهر وبخش - دراستان نوبنیاد دارای 5 شهرستان سابقا بخش - نوشته اند. بازم ایول به خودمان که دست می بریم به عالم وآدم وهرازچندگاهی آسمون وریسمون را به هم بافته ، خبرمی دهیم الا ایهالاینترنتیون گریوان به روزشده ، قدم رنجه فرمایید.
   ازاین فقره شکایت از خبرتازان گذشته دفترجدیدشان را بازمی کنیم.اون حرفا که به خرجشان نرفت ،حالاآمده اندخبرایی که بدست می آرن رو به ما می گن که درگریوان به ثبت برسانیم.هرچه میگیم که آخه خودتون مگه ازخودتون گورندارین ،ببخشیدمنظورهمان جاومکان نوشتن واعلام کردن بود،.یادگرفته اندکه بگویند نه ما اونجا رو  به این خبرهای بی سروته واحتمالا سوخته ومسئولیت دار نمی سپاریم. حالاخبرشان چیه؟ میگن امسال محل مسابقه -  مسابقه ای قبلا اشاره به آن شده- عوض شده و درجای دیگر برگزارمی شود.می بینید توروخدا اوروز خبروکه دادند وماهم به اطلاع جهانیان اون ورآب ( اشتباه نشه منظورآبهای سیلدره و زو  و  دره درتوم بوده ، وگرنه گریوانو چی به اونورآب مرسوم)رسوندیم ،ازمحل مسابقه وشکل برگزاریش حرفی نبودوماهم فکرمی کردیم حتما مثل همیشه دوروبر  اوزون مرز  ویا خیلی که فرق کنه می برن سمت کلاته ملاغلامحسین ونیستانه . به عقل هیچ بنی گریوانی نمی رسید که به خواهند محل مسابقه را به "ایشک میدانه " ببرن.



[ چهارشنبه 15 اسفند 1386 - 02:03 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| الیاس پهلوان ] [گریوان وگریوانیها , ] [+]

ظهر عاشورا

سه شنبه 2 بهمن 1386
علم یانده ، علمدارم یخلده

       آنقدر دنیای عاشورا وسیع ونامنتهاست که زمان ومکان را درنوردیده وهرنسلی بسته به استعداد وشرایط خویش گوشه ای ازاین بی کران تمام زیبائی تاریخ را به تصویر می کشد.گریوان را گویی نمایشنامه ای بنوشته اند که کارگردان نسلهای پسین وپیشین بدون تغییر موظف به اجرای آن است. نه فصل ها  ونه نسل ها رایارای تحول درآن است .دسته را با اجرای نمایش دایره وار حسن وحسین آماده می کنند.این جمع  هم دل ،جداگانه ازدومسجد به سوی هم  آمده یکی میهمان ودیگری میزان می شود. نمازظهر عاشورا بپای می دارند.بعد پذیرائی هردودسته به سوی ورودی روستا به استقبال دسته ی گریوانیهای ساکن بجنورد می روند.مهدیه ی گریوانیها روزتاسوعا وصبح عاشورا را درجمع دسته های دیگر به معصوم زاده رفته اندولی تا ظهر عاشوربایدخودرا به گریوان  برسانند.
     رفته رفته سه دسته به هم پیوسته دریکدیگر هضم می شوندتا جمع گریوانیها با یک نوحه وسینه زنی به مزارروستا برسند.سالها پیش این رسم با مردم علی گل وقاپاق که مزارجداگانه ای برای خود بنا نکرده بودندنیز پیوند می یافت .اول دسته که به بلندای مزاربرسد صف آخر آن هنوز ازکوچه های روستا فاصله نگرفته است.نوحه پایانی را سید به ترکی می خواند: علم یانده ، عمدارم یخلده ، بلم سنده ، سپهسالارم یخلده .
  مراسم پایانی عاشورا به سخن کوتاهی از یکی از دو روحانی مساجد روستا ختم می شود .آنگاه که خورشید به قله سالوک نزدیک شود مردم آخرین فاتحه ها را نثاراهل قبورکرده آرام وحزن آلود راه برگشت را به تنهائی طی می کنند.
    ازاین ساعت به بعد مینی بوسها ووسایط دیگر را توان برگرداندن خیل جمعیت گریوانیهای مهاجر نیست .یا باید به روزدیگر توقفی شبانه درگریوان داشت ویااینکه ساعتها به انتظار رفت وبرگشتهای مسافر برها ماند.گریوان مانده ها شام غریبان کرده درمسجدخلوط این شب ،گوش به روضه ونوحه می سپارند بی آنکه منتظر هلیم باشند.



[ سه شنبه 2 بهمن 1386 - 11:01 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : سه شنبه 2 بهمن 1386 - 11:01 ق.ظ]

[ پیام ()|| الیاس پهلوان ] [گریوان وگریوانیها , ] [+]

عزاداری در گریوان

سه شنبه 25 دی 1386
مراسم حسن حسین گفتن

      عزاداری دهه ی اول  محرم ،یک روزقبل از آغازماه محرم درگریوان شروع وتا سومین روزشهادت حضرت امام حسین ( ع ) ویارانش ، هرشب ادامه دارد.هرشب درمساجدگریوان هلیم داده میشود،الا روزعاشورا که ظهربه عزداران غذا می دهند.روزسوم وچهلم نیز صبح زود مردم هلیم را ازآشپزخانه ی مساجد گرفته درمنازل خود میل می کنند.
اکثر گریوانیهای ساکن درشهرها ومناطق دیگردرروزهای تاسوعا وعاشورا به گریوان برگشته وضمن زیارت اهل قبور درمراسم عزاداری روستاشرکت می کنند.
غیرازسینه زنی مراسم حسن وحسین گفتنهای عزاداران گریوانی منحصر یه فرداست.عزاداران بصورت دایره وار ایستاده ، یک دست را به کمر فردکناری گرفته و دست دیگررا به سینه می زنند.سینه زنان درنظم دایره وارخود، درجهت عقربه های ساعت چرخیده ، گروهی ازایشان  باصدای رسا فریا می زنند " حسن " وگروه دیگر درهمان حال که می چرخند وسر رابه بالا می آورنددر پاسخ  می گویند "حسین " .
اکثر این دسته را افراد مسن وجوانانی تشکیل می دهند که سالها سابقه ی حسن حسین گفتن را دردورتک درخت محوطه ی مسجد جامع گریوان ( مسجد بالا) دارند.



[ سه شنبه 25 دی 1386 - 01:01 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| الیاس پهلوان ] [گریوان وگریوانیها , ] [+]


Powered by
Abzarak.com
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic