تبلیغات
گریوان GERIVAN - بجنورد، سیلی در راه است

گریوان GERIVAN

بجنورد، سیلی در راه است

یکشنبه 28 مهر 1387

این سیل ماراخواهدبرد

   اصراری نیست که درمقابل هرگفته وکرداری موضعی بگیری  ونوشتاری عرضه بداری، ولی با اما واگری . برخی مسائل دربعضی افراد ، حساسیتهائی را برمی انگیزد که بیشتراز مشرب اعتقادی ویااولویتهای  کاری آنهاسرچشمه می گیرد .مسائل زیست محیطی علی رغم تلقی لوکس  وفانتزی از آن (خصوصا توسط مسولین ومدیران ) ازاهمیت بسزائی برخوردار است . با یک دید همه جانبه نگر وسیستماتیک می توان ادعا نمود که خیلی از اموردنیوی واخروی ما بسته به برخوردی است که مابا طبیعت وهرآنچه دراوست ، داریم. اینکه ما درطبیعت چگونه گام برمی داریم ، درزیرپای خویش به غیر خویش چگونه می نگریم می تواند ناشی از دیدگاه انسان یکی شده با طبیعت ویا انسان نمای خودکامه ی متکبری باشد که درفاصله ی کوتاه عمرخویش آنقدر در پیله ی خودمحوری ولذت جوئی غرق شده که هرپدیده ی الهی جز خود را حتی به هنگام عبادت نادیده گرفته ولگد مال می کند.واین انسان به هنگام بلاهای خودساخته فریاد وا اسفا سرمی دهد واززمین وزمان می نالد که این چه بلائی بود که نازل شده و هستی وتلاش یک عمر مرا به بادمی دهد ، بی آنکه هنوزهم متوجه ی اعمال ومسئولیت خویش باشد.

  یافتن  مشکل وبیان دردها می تواند نیمی ازمشکل را حل نماید ونیم دیگردرگرو اراده ای مصمم وهمراهی امکانات با این تصمیم است . با یک نگاه غیر تخصصی و  عبوری از بجنورد مشخص بوده وهست که شهر ازمعضلات آشکاری رنج می برد. درخصوص سیل اخیر وخطری که احتمال وقوع آن دوراز ذهن نیسیت ، می شود به راحتی به مبادی ورودی  آب ویا همان سیل راکه خیلی ها نگاه منفی به آن دارند، موردتوجه قرارداده  وبا کمی دورشدن از میزهای محصور در ساختمانهای سست بنیان  درمعرض خطرزلزله  ، این مسیرها را وعلل آن را شناسائی کرد. اینکه چرا در سالهای کم باران وخسکسال اینگونه ویرانگریها اتفاق می افتد خود حدیثی ازآن اعمال و واسفا گفتنها. بجنورد را به درست به کاسه  ای تشبیه کرده اند که ظرفیت محدودی برای این قلیل آبهای دوران بی آبی دارد. اگر مسولین بومی وغیر بومی امروزی به سوابق مکتوب وشفاهی بجنورد و دبی آب رودخانه های اطراف ان مراجعه داشته باشند، خواهنددید که سالهای نه چندان دوردراین دیار بارانهای سیل آسای تمام فصول مرسوم بوده ورودها وچشمه سارانش زبان زد خاص وعام بوده است .اما دراین الگوی شهرسازی که براساس خشکسالی بنا نهاده شده ، برای آنهمه نزولات آسمانی جایگاه وشانی متصورنشده اند .اگر خندقی کنده شده برای این بوده که آبهای  وارده به شهر به سمت مزارع پائین دست هدایت شده وشهر ازآثار تخریبی آن درامان بماند. ولی امروز پس وپیش وبالا وپائین خندقها  خانه سازی شده وباغات ومزارع  اطراف ، به یمن انواع برنامه های توسعه شهری با مالکان وسودجویان معامله گرش تقسیم به نسبت درصد های متغییر باسلایق شهرسازان مخرب طبیعت ،  گردیده است.
   اماکمی آنطرف از خانه های شهر ،که محل اصلی انتقال اندک بارانهابه به منازل بوده  ، وضعیتی بدتر از اندرون شهردارند. ارتفاعات ودامنه های آن - چه در شمال وشمال شرق وچه درجنوب وجنوب شرقی ، که شیب عمومی آنها به سمت شهر است - با روشهای قانونی وغیر قانونی ، تخریب وتصاحب شده اند .در پائین دستها نیز ساختمانهای مجللی بناشده ویا دردست ساختمان وشهرک سازی است . تخته ی ارکان را ادارات وسازمانهای جدیدوقدیم ، به مثابه ی گوشت قربانی پاره پاره کرده  و در رقابت با قله ی آلاداغ ، بربلندای شهر آهن وسیمان برپاکرده اند.ودرآن سوی شهر راه را برعلی آباد وباغچق بسته ،شهر به امام زاده لنگر می رسانند.
   وضعیت درنقاط دیگر ازاین برنامه های مدون وحساب شده ،  پیشی گرفته ، بابا امان وینگی قلعه وبازخانه  وبیدک وپسته و حصار وحلقه سنگ و الهوردیخان و بش قارداش وقلعه عزیز و... را باید محله ای از محلات شهربی دروازه ی بجنورد خوانده باغات سیفی کاری آنها را به فراموشی سپرد. واینگونه است که باران این نعمت بی واسطه ی الهی سیل شده ، به دنبال  سیل جمعیت ویرانگر طبیعت وارد شهر می شود تا خفتگان را بیدار کند که هان ای مردم چه کردیدکه " نه ازتاک نشان ماند ونه ازتاک نشان "



[ یکشنبه 28 مهر 1387 - 01:06 ب.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| الیاس پهلوان ] [بجنورد , ] [+]


Powered by
Abzarak.com